اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
-
تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 14:36
از آن بعد از ظهری که سر زده به خانه مون اومدی تا هدیه ی تولد مادرم رو بدی تا لحظه ای که قبل از خداحافظی گفتی دیگه مانتو نخرم چون خودت برام میدوزی ... تا روزی که خبر مرگت رو شنیدم فقط یک هفته زمان برد.
میخوام تو آینه ها شکل تو باشم
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
هر بار بلند میشدم هنرنمایی کنم به من اخم میکرد، گهگاه هم مسخره را چاشنی آن ابروهای گره کور خورده اش، آن وقت هایی که بین تمام بچه های فامیل من بودم که کلی شعر حفظ بودم همیشه برایم شکلک در میاورد، دیگر
یک بام و صد هوا
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
اول آن تابستان یکی از بدترین تابستان های زندگی ام بود، تابستان سال 92 را میگویم! خوب شروع شد و یکدفعه متوسط و سپس به گند کشیده شد آنقدر که تمام روزهای خوب ابتدایی اش را هم کم رنگ و بعد از آن بی رنگ کر
پرسپولیس
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
اهل فوتبال نبودم! قبل از 5 سالگی را میگویم... دختری بودم که هیچ علاقه ای به دنیای پسرانه نداشت و فوتبال، درست یا غلط، جزئی از دنیای پسران میدانست... تا اینکه آن روز پسرخاله ام از من پرسید پرسپولیس,ی ام
آیا مشکل همین یک تکه پارچه است؟!
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
شاید بی ربط و قطعا طولانی: تقریبا دو سال است در شرکتی کار میکنم که اگر بخواهم یک جدول هزینه و منفعت برایش ترسیم کنم هزینه هایش بسیار زیاد و منافعش بسیار کم است! در حقیقت حسابدار این شرکت هستم، شرکتی ک
نفسم گرفت از این شهر
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
مرد ثروتمندی است! آرزویی مادی نمانده که برآورده نشود، از آن بیرون سراب آبکی زندگی اش عجیب غلط انداز است... چه کسی میداند پشت آن همه رفاه و آسایش مطلق آرزویی خوابیده است که کلید براورده شدنش داخل قفل ش
پوشال
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
از اولش هم احساساتی نبودم، وقتی در مراسم روضه خوانی های اجباری مدرسه بچه ها بابت نوحه ها خون گریه میکردند من هر چقدر به بدبختی ها و نمره ی انضباط دوازدهی که قرار است موجبات تنبیهم را فراهم کند و... فک
بیا برای خدا سوال آخر را حل کنیم!
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
خیلی بد اخلاق بود، استاد ریاضی 1 را میگویم... حضور و غیاب نمیکرد حتی یکبار هم این کار را نکرده بود، برگه را میداد خود بچه ها تیک بزنن اما حاضرم قسم بخورم میدانست هر کس چند بار غیبت کرده! وقتی از این ق
بی خداحافظ ... بی خداحافظ
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
یک خواننده ی معروف که سعی کرده است بدون تن دادن به کارهای بی شرفانه، از راه سخت و صعب العبور انسانیت به موفقیت و محبوبیت برسد وقتی اسیر معادله های هزار مجهولی آدم های اطرافش میشود که تنها راه حلش بی ش
کیمیا
-
تاریخ: 1397/9/14 ساعت: 19:34
هفت ساله بودم که مادرم خبر داد خاله مینو برای بار دوم باردار است... بارداری خاله مینو، یعنی من باز هم صاحب یک خواهر یا برادر دیگر میشوم... همانطور که کیانوش برای من برادر بود، همبازی، هم گریه و هم خند
شاید موقت
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:16
شاید موقت از دستش ناراحت شدم... اما به روی خودم نیاوردم! عادت ندارم به کسی بگویم ناراحت هستم بلکه او خودش باید از فعل و انفعلات پیچیده ی رفتاری ام به این نتیجه برسد... پرسید: ناراحتی؟! پاسخ
پاسخ
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:16
سلام به دوستان خیلی عزیز مثل اینجا به غیر از خودم تعدادی از دوستان گل هم رفت و آمد دارند... من آی دی اینستاگرامم رو گذاشتم که در صورت اینکه سوالی در مورد پست های من دارین بپرسین ... دیشب و هفته ی پیش چند تا سوال پیش اومد که من اینجا بهشون پاسخ میدم
جدا از ما کدامیک آن روز...
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 17:16
صورت مغایرت درآوردن از آن کارهایی است که هیچوقت دوست نداشتم زمانی که مشغول این کارم ابروهایم بدجور به هم گره میخورد و اخمو میشوم... وارد اتاق میشود و بعد از خوش و بش با بچه های تبلیغات و بازاریابی به صندلی کنار میز من تکیه میدهد... مسئول فروش میگوید:
معدی الناس
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 4:54
پس نوشت: مدتیه متوجه شدم علاوه بر خودم یک عده ی دیگری از عزیزان بسیار عزیز هم خواننده ی وبلاگم هستند... جا داره اینجا از تک تکشون صمیمانه تشکر کنمآلبوم زیبای عمرودیاب عزیز هم به بازار اومد، "معدی الناس" یکی از قشنگترین آلبوم هایی که این سالها از عمرو شنیدم... "احلی و احلی" آلبوم قشنگی بود اما بعضی ا...
احساساتی بی احساس
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 4:54
احساساتی بی احساس سال 90 بود که در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه شهید بهشتی، در کنار عنوان خوش خنده ترین و شوخ ترین ورودی سال 86، به عنوان "صمیمی ترین" هم انتخاب شدم! من آدم آنچنان مهربانی نیستم، خوش اخلاق هم همینطور میتوانم بگویم در تمام حوزه های اخلاقی یک متوسط ام با تمام ویژگی های یک متوسط! اما زود ج...
نسبی گرایی فرهنگی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:41
در علم رفتار شناسی یک مفهومی به نام "نسبی گرایی فرهنگی" وجود دارد این مفهوم یعنی دیگران را با توجه به فرهنگی که در آن بزرگ شده اند ارزیابی کن... این مساله در مذاکرات به درد انسان میخورد مثلا یک آلمانی علاقه ندارد که تو در مورد مسائل شخصی از او سوال کنی و یا اصطلاحا با او صمیمی شوی، باید بدانی که حدا...
من و ماه عسل!
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:41
طنز ابتدایی: نوجوانی ام... از آن دوره هایی است که دوستش ندارم، اینکه حس میکنم بین این همه ستاره ی درست و حسابی و آبرو حفظ میکنم!!!! از کسی خوشم میامد که بعدها سرخ میشدم از خجالت وقتی کسی صحبتش را میکرد میخواهم بترکم حتی اینکه از همان زمان ها دیابی دو آتیشه بودم، بعدها تامر را خیلی دوست داشتم، پرسپول...
عمری کله
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:41
عمری کله + همینجوری وائل کفوری یک آهنگی داره به اسم عمری کله ... حالا آهنگشم جدید نیست از دیروز دارم گوشش میکنم تا ساعت 1 که بخوابم توی خواب هم باز خواب این آهنگ رو میدیدم در حالی که دارم گوش میکنم و توی چرخ و فلک نشستم اما نمیدونم چی شد که یکدفعه یکی پرتم کرد از چرخ و فلک پایین... حس میکنم خود وائل...
از لاک جیغ تا...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:41
شاید عجیب باشد، اما بعد از سالها وقتی به خودم نگاه کردم دیدم بیش از نصف کسانی که الان در حوزه های مختلف برایم بهترین هستند یک روزی جز لیست سیاه سلیقه ی من بودند و البته برعکس! (داخل پرانتز بگم که هر بار این مطلب رو برای کسی تعریف میکنم ناخودآگاه این مصرع رو برای عمرودیاب میخونم که"دگران روند و آیند ...
اما دریغ و درد...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:41
دفتر ما بخش کوچکی از یک شرکت بزرگ است... به جرم کوچک بودن کمترین مساحت را هم از آن خود کرده است ... اما از آنجایی که شرکا، طرف حساب ها، کارمندان و... شرکت ها مشترک است رفت و آمد بین دفتر ها هم که اتفاقا در یک طبقه واقع شده اند کم نیست غالب همکاران من علنا کوکائین مصرف میکنند... وضع مالیشان خوب است و...