سلام به دوستان خیلی عزیز
مثل اینجا به غیر از خودم تعدادی از دوستان گل هم رفت و آمد دارند... من آی دی اینستاگرامم رو گذاشتم که در صورت اینکه سوالی در مورد پست های من دارین بپرسین ... دیشب و هفته ی پیش چند تا سوال پیش اومد که من اینجا بهشون پاسخ میدم
اول اینکه یک دوست نازنینی پرسیدند مخاطب پست های من در زمینه ی کسی که یک زمانی بهش علاقه داشتم کی بوده؟ چرا انقدر به ایشون پرداختم؟ اگر یک علاقه ی دوران نوجوانی بوده و تمام شده چرا اینجا فضای خاصی رو بهش اختصاص دادم؟ یک نفر دیگه هم سوال کردند که چرا من ایشون رو با آقای "احسان علیخانی" مقایسه کردم و الانم دارم این اشتباه رو در مورد ایشون میکنم
اول اینکه خیلی ها منظور من رو از اون خواننده متوجه شدند، خصوصا اون دسته از عزیزانی که سالهاست من رو میشناسند اما در پاسخ به سوالتون ... اون خواننده به هیچ وجه آدم بدی نیست... من اگر از اینکه بخوام بگم طرفدارشم خجالت میکشم برای سبک خاص خوانندگیشه که به نظرم خیلی متمایل به کوچه بازاریه اما اینکه چرا در موردش مینویسم ... ببینین ایشان به خاطر نوع خاص ظاهر شدنشون در رسانه ها (بالاخص سالهایی که من هوادارشون بودم) یک تصور غلط از خودشون در ذهن ما ایجاد کردند یادمه سال 83 بیش از 15 برنامه اومدند اما با یک دست کت و شلوار! خب این زمینه پیش میومد که چقدر این انسان زاهد و ساده است که حتی حاضر نیست یک دست کت و شلوار دیگه برای خودش بخره... خجالتی بودن بیش از حد، تظاهر به حیای فوق العاده، ربط دادن هر جمله و عبارتی به خدا و عرفان و انسانیت... خب من هم یه بچه ی بی تجربه بودم که ارتباطم با جنس مخالف تقریبا زیر صفر بود.. من از وقتی خودم رو شناختم حتی پدر هم نداشتم که بخوام در حد یک رابطه ی پدر و دختری جنس مخالف رو درک کنم نه پیچیدگی هاشون رو میفهمیدم! به معنای واقعی کلمه هم "دختر خونه" بودم یعنی فقط مدرسه و خانه را دیده بودم... درک من سطحی بود و از ظاهری که ایشون از خودش در تلویزیون به تصویر کشیده بود اینطور استنباط میکردم که الهه ی پاکی و صداقت هستند... اما نبودند و نیستند و بخش زیادی از کارهاشون تظاهره! میدونین در حال حاضر بهشون حق میدم چون به هر حال سازمان های ما این دو رویی رو میطلبه و این از کثیفی ذات کسی نیست که برای اکتساب یک شغل "باید" خودش رو تغییر بده فقط چون من تصورم از ایشون به هم ریخت خیلی توی ذوقم خورد... امیدوارم توضیحات پراکنده ام گویای شرایط باشه... اینکه زیاد مینویسم (که از دید خودم واقعا خیلی به این مساله نپرداختم) چون ایشون در حقیقت 7 سال از زندگی و نوجوانی و پاکترین دوران زندگی من رو به خودش و افکارش اختصاص داد و این بود که من بهش زیاد پرداختم
اما سوال دوست دوم
ابدا احسان علیخانی رو با این شخص مقایسه نکردم ... آقای علیخانی مجری و اون آقا خواننده است و این دو نفر هیچ اشتراکی هم با هم ندارند... پست ماه عسل فقط یک عذرخواهی بود همین! من اتفاقا الان نمیگم احسان علیخانی سنبل پاکی و نیکوکاری هستند چرا که سنم بالا رفته و یاد گرفتم تصورات واهی از کسی نسازم اما باید بگم که چون شخصیتا آدم ضعیفی هستم و در مدیریت بحران زندگی ام دچار مشکلم واقعا ماه عسل کمکم کرد (برای مثال من وقتی خاله ام رو از دست دادم تقریبا یکسال افسرده بودم و هر شب گریه و آرزوی مرگ میکردم) ماه عسل با نشون دادن مهمانانی که سخت ترین چالش های زندگی شون رو به بهترین شکل مدیریت کردند به من کمک کرد که یه نگاه دیگه به زندگی ام بندازم... شاید خیلی ها به این دلیل ماه عسل رو دوست دارن که طرح محسنین و آزادی زندانیان با این برنامه رونق گرفت اما من دوستش دارم چون هر یک ساعت و نیمی که به این برنامه اختصاص دادم برام مثل این بود که به ملاقات یک روانشناس بی نظیر رفتم و روانکاوی شدم... شکل و شیوه ی اجرای ماه عسل هم درست مثل جلسات مشاوره است و این رو کسانی درک میکنن که تو این جلسات شرکت کرده باشن... به هر حال وقتی اینقدر انرژی خوب از یک برنامه گرفتم در حالی که سالها مجری اش رو مورد فحاشی و ناسزا قرار میدادم و حتی یک عکس معروفی که ایشون دارن و مربوط به سفر حجشون میشه رو گذاشته بودم وسط دارت خونمون و بهش تیر مینداختم
! (اینم تعریف کردم که وسط بحث جدی مون کمی بخندین) بهتر بود که یک پست بزارم و عذر خواهی کنم همین!
سوال دوم: (این سوال رو خیلی ها از من کردند و من هر بار که اومدم اینجا چیزی در موردش بنویسم اتفاقی افتاده که یادم رفته) چادر به فعالیت اجتماعی ات ضربه نمیزنه؟
حجاب به طور کلی یک امر به نسبت دست و پا گیره و چادر از اون دست و پاگیرتره یادمه سال 93 خانم الهام چرخنده به دیدن خواهران افسانه ای ووشو (خواهران منصوریان که به شدت براشون احترام قائلم و دوستشون دارم ) رفتن و طبق گفته ی خانم چرخنده فردای اون روز خانم ها سهیلا و شهربانو به ایشون زنگ میزنن و میگن ما میخوایم چادری بشیم(سرچ کنین توی اینترنت هم متن و هم فیلمش میاد) خلاصه خانم چرخنده هم چادری شون میکنه و بهشون میگه بزارین این همیشه سرتون بمونه و از این حرفها! تا اینکه چند وقت بعد این دو تا خواهر عزیز با پوششی بدون چادر و خیلی متعارف توی صفحات اجتماعی و برنامه ها میان که این امر موجب میشه یه عده بهشون بگن نون به نرخ روز خور! اما من این رو نمیگم... چادر توی تابستون به شدت گرمه، توی زمستون با بارون و برف و چتر و... دست و پاگیره... یک پوشش تکراری و مشکیه که شاید یک جاهایی خوشتیپی رو ازتون سلب کنه... به دلیل رفتارهای زشت یک عده چادری و مسلمان نما این پوشش خیلی وقته که نماینده ی خانم های سطح پایین، بی سواد، بددهن و بی کلاس شده ... یادم نمیره که مادر بزرگوار یکی از شخصیت های مشهور (که اسمشون رو نمیارم) گفتن من چادری بودم اما از وقتی پسرم معروف شد بهم گفت این رو در بیار چون بی کلاسه! کسی که سرش میکنه هم ممکنه اینها رو بشنوه اینها رو بزار کنار نگاههای خشمگین خیلی از هموطنان عزیز و بی حجابمون که وقتی تو رو میبینن فکر میکنن تو مسبب این حجاب اجباری هستی در کل بگم پوشش سختیه! بنابراین کسی که با یه دور شرکت تو روضه یا صحبت های یک فرد یا هر چیز دیگری "جوگیر" میشه و سرش میکنه به همون سرعت هم درش میاره ... اما من این حجاب رو در وهله ی اول دوستش دارم (هیچ دلیل مذهبی خاصی هم نداره کلا من چادر یا هر نوع لباس بلند و مشکی رو خیلی دوست دارم) و ثانیا بهش اعتقاد دارم بنابراین مثل هزاران حرف دیگه که بهم میزنن بهش توجه نمیکنم و محلی از اعراب براش قائل نمیشم... این رو هم بگم همونقدر که عده ای ظالمانه خانم های بی حجاب رو فاسد و از خدا بی خبر میدونن، در حالی که اینطور نیست و واقعا اونها شاید جایگاهشون از خیلی با حجاب ها رفیع تر و عزیز تر باشه نزد خدا، این حرف که هر کسی چادر سرش بود بی کلاس و بی سواده حرف بی اساسیه! که باید دور ریخته بشه...
خب فعلا این دو تا سوال از اهمیت برخوردار بود... باز هم اگر نکته ای بود بپرسین که همینجا پاسخ بدم بهتون... ممنون که من رو میخونید
برچسب:
نویسنده: آرین اکبریپور