خرید بک لینک

در علم رفتار شناسی یک مفهومی به نام "نسبی گرایی فرهنگی" وجود دارد این مفهوم یعنی دیگران را با توجه به فرهنگی که در آن بزرگ شده اند ارزیابی کن... این مساله در مذاکرات به درد انسان میخورد مثلا یک آلمانی علاقه ندارد که تو در مورد مسائل شخصی از او سوال کنی و یا اصطلاحا با او صمیمی شوی، باید بدانی که حداقل یک متر بینتان فاصله باشد چون حالت انزجار دارند از اینکه کسی توی حلقشان حرف بزند این مفهومش غرور و تکبر در فرهنگ ایرانی اما یک مساله ی کاملا عادی در فرهنگ خودشان است

و یا

یک کلمبیایی دوست دارد اگر قرار است با تو بر سر یک موضوع کاری مذاکره کند این مذاکره در یک رستوران صمیمانه برگزار شود، ممکن است وسط کار سوالات شخصی از تو بکند و این خیلی عادی است اینها شاید صمیمیت در فرهنگ ما باشد که در فرهنگ آن ها هم وجود دارد

یک فرد ژاپنی در امور مذاکرتی خود به مسائل مالی توجه خاصی دارد شاید بیشتر سوالاتش حول همین محور بگردد اما این به مفهوم خسیس بودن نیست

و...

نسبی گرایی فرهنگی یعنی اگر کسی لباسش با لباس تو یکی نیست، به شیوه ی تو غذا نمیخورد، بلند میخندد، زیادی اخم میکند، مذهبی است، لامذهب است، آرایشش عجیب است، اصلا آرایش نمیکند، جلف است، زیادی کتابی حرف میزندو... اصولا آدم بدی نیست فقط فرق میکند مثل خود تو که برای او متفاوت هستی

با توجه به محیطی که در آن بزرگ شدم، اینکه همسایه هایمان یا مسیحی بودند یا یهودی، اینکه دختر دایی ام با یک بهایی ازدواج کرد، اینکه سمت مادری ام عقاید کمونیستی داشتند و دایی ام یک متفکر کمونیست بود که همه ی زندگی اش را فدای حافظ و سعدی و مولانا کرده بود و باقی فامیل به دلیل این عقاید حتی عروسی برای خود نگرفتند که سطح زندگی شان از طبقه ی کارگر بالا نزند و از هنر سینما چیزی جز فیلم گوزن ها و سایر فیلم های اعتراضی نمیدیدند و شب ها به تحلیل دلایل انقلاب شیلی و شوروی و... میپرداختند از آن طرف پدر خدابیامرزم آخر هفته هایش حتما باید در بهترین هتل های رامسر سپری میشد و به عقاید کمونیستی خانواده ی مادری زرشک!!! تحویل میداد و فیلم شعله را صدها بار دیده بود و شب ها با مادرم سوهان قم و بستنی سنتی با خامه ی اضافه و شیرینی دانمارکی توی رگ میزدند از آن طرف دایی بزرگم شهید بود و از طرف دیگر خانواده ضد یک سری مسائل و از سوی دیگر پدر بزرگم که برایم حکم پدر داشت ارتشی با وفای زمان حکومت قبل... اینها همه به نسبی گرایی فرهنگی را تا مغز استخوان میچشاند و نشانم میداد که هیچکس به خاطر سبک زندگی اش بد نیست...

اما هر چقدر هم نسبی گرایی فرهنگی خوب باشد

عقاید سیاسی یک عده را نمیفهمم

شاید مثل شوهر خاله ام که پدرم را نمیفهمید و یا برعکس!

+ برگی از دفتر خاطراتم×


برچسب: نسبی,گرایی,فرهنگی, نویسنده: آرین اکبری‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:41

صفحه بندی